لک می زنم
از غصه ی آن قدر دیر ...
که سبدت را پر کرده ای .
انگار قانون برای همه یکسان است
تنها به یک اشاره ی زمین
من
دیر
نطلبیده
نامراد ...
رد می شوی
بی آن که دستمالت را زیر درخت های همسایه گم کنی .
رنگ می بازند
سبز ـ زرد
با چند وصله ی پوشالی قرمز .
سر می روم
و می چکی ...
قطره
قطره
انگار قانون برای همه یکسان است
لک می شوی
درست گوشه ی رو سری ام .
(زهرا ملوکی)
۲۳/۵/۸۵
و سایه ای که قد می کشد توی پوستش ...
تولدم مبارک.
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط دوقلوها
|
