تبليغاتX
دو گیلاس سرخ همزاد -

دو گیلاس سرخ همزاد

ادبی

داشتم به سر می شدم

بی همگان

بی او.

خواستم بغلش بگیرم

با این تعادل حفظ کرده ؛

نکرده

زمین دور سرم /پایم/توی دلم

می چرخید

می چرخد

می چرخم

چشم که می بستم

گریه ام می گرفت

باز که می کردم خوابم

مادر می گفت :

هر صبح دعایت می کنم.

من دست ها را آورده بودم پایین

رفته بودم از دست

ـ عادت می کنی دختر!

مفرد

         مفرد

مفرد

که اول شخص این ماجرا مانده بودم.

 

 پردیس سیاسی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط دوقلوها  |