تبليغاتX
دو گیلاس سرخ همزاد

دو گیلاس سرخ همزاد

ادبی

پردیس سیاسی

 

 

به همین سادگی که گونه هایم را سرخ می کردم

لب هایم را سرخ

من از صراط های مستقیم

رانده شده بودم

به پیچاپیچ مسیرهایی هم شکل

سر نهاده بر بالینی که نبود

شعرهای عاشقانه را زمزمه می کردم

سیگار های ناشیانه را دود

باریک و باریک تر

از هراس اندامی که از نوازش ها می گریخت

شعرهای عاشقانه را زمزمه می کردم

و نور از جهات مختلف

به شکل های دیگری نشانم می داد

 

 

مرداد ماه ۸۸

........................................................کاش همه چیز مثل خواب بود که بیدار می شدیم و تمام می شد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط دوقلوها  |