تبليغاتX
دو گیلاس سرخ همزاد

دو گیلاس سرخ همزاد

ادبی

دستم را رها کردی

بافت قدیمی شهر!

زبر بازار سقف،

دستم را رها کردی،

گمم کردی...

پتو را دور خودم می پیچم

و فراموش می کنم:

میدان راه آهن

ستون که احتمال افتادن داشت

روزگار سردی بود

من از گلوله می مردم

و گنبد کبود از ساعت مچی ام

 

                (زهرا ملوکی)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط دوقلوها  |