تبليغاتX
دو گیلاس سرخ همزاد

دو گیلاس سرخ همزاد

ادبی

تكرار مي كنم:

و اجزاي صورتم يادم نمي ماند

رجوع مي كنم به آينه هر بار

پشت سرم سايه اي كه مي خزد توي خودش

كتاب را ورق مي زند

و لب هايش تكان مي خورند

مثل روحي ۱۳ ساله كه تنديسي را ترك كرده است.

من اين تكه را هزار بار به عقب برمي گردانم

اجزاي صورتم يادم نمي ماند

دست دراز مي كنم به آخرين قفسه

مثل روز هاي قبل از دبستان

كه نمي توانستم بخوانم...

 

 

زهرا ملوكي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط دوقلوها  |